درباره ما پیوندها آرشیو ادبیات فرهنگ و جامعه تجسمی موسیقی نمایش سینما کتاب دین اندیشه
 

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


31 اردیبهشت 88

پاسخ دولت‌آبادی به سروش:
همه سرگرم بازی با حاشیه‌ها می‌شویم

سرو: پس از این که محمود دولت آبادی در سخنرانی اش در جمع حامیان مهندس موسوی به موضوع کتاب و سخنان محسن پرویز معاون کنونی وزیر ارشاد پرداخت و در مثال هایش اشاره ای هم به نام دکتر سروش کرد ، دکتر سروش در نامه ای تند و تیز در اعتماد ملی به او و موسوی جواب داد.

جواب سروش به محمود دولت آبادی که او را به طعنه کسی خوانده بود که پس از 30 سال از غار بیرون آمده است ، واکنش های مختلفی داشت و برخی از روشنفکران به اشاره و صراحت به این موضوع پرداخته و آن را موضوعی حاشیه ای خواندند که موضوع اصلی را تحت الشعاع قرار می دهد و زمان را برای چنین دعواهایی مناسب ندانستند . در همین حال سخنان محمود دولت آبادی هم واکنش برانگیز بود . برخی در داخل کشور از اشاره اش به دکتر سروش رنجیدند و پاسخ دادند و برخی در خارج از کشور حضور او در یک جمع انتخاباتی را به باد انتقاد گرفته و او را متهم به دست دراز کردن به سوی قدرتمندان معنی کردند.

در چند روز اخیر یکی از نگرانی های اهل فرهنگ این بود که محمود دولت آبادی هم بخواهد پاسخی هم چون سروش به یاداشت او بدهد و این دور باطل ادامه داشته باشد ، اما او امروز با انتشار پاسخی به این نگرانی ها پایان داد و نشان داد که مصلحت عمومی را بر مصلحت فردی اش مقدم می داند.

محمود دولت آبادی در گفت و گو با کلمه سبز در این باره گفت: «من ترجیح می دهم سکوت کنم . چون اولا شان و اعتبار من فراتر از این است که بخواهم نسبت به هر حرکت و سخنی موضع گیری داشته باشم و از سوی دیگر ، این اتفاق نشان دهنده یک سری نکات بود که واکاوی آن ها در مجال امروز و فردا نمی گنجد. این بررسی باید زمانی بعد از انتخابات صورت بگیرد . یعنی زمانی که تب و تاب ها فروکش کرده و حاشیه ها به کنار رانده شوند.»

دولت آبادی همچنین معتقد است که نفس چنین برخوردهایی اگرچه برخاسته از یک فضای ملتهب سیاسی است ، اما لزوما نباید پاسخی همراه داشته باشد، چون در میانه این ماجرا موضوع اصلی گم می شود و همه سرگرم بازی با حاشیه هایی می شویم که از درجه اعتبار و اهمیت برخوردار نیستند.

محمود دولت آبادی به منتقدان خارج نشینش هم اشاره ای کرده و گفته است: «دوستان خارج از کشور ما که من همیشه با احترام از آن ها یاد کرده ام بیش تر به جای این که اهل تعمق و تامل باشند ، شتابزده و عجولانه رفتار کنند تا بتوانند به کسی بهتانی بزنند و من از این رفتار حیرت می کنم . مثلا میرزا آقا عسگری مرا متهم کرده که به سوی کسی یا کسانی دست دراز کرده ام . من اگر اهل دست دراز کردن به سوی کسی بودم به پیشنهادهایی که این 30 سال از طرف برخی مقامات به من شده بود پاسخ مثبت می دادم . اما حالا چرا باید دست به سوی کسی دراز کنم؟ که وزارت و وکالت بخواهم؟ آن هم در آستانه 70 سالگی؟ من بارها در مصاحبه هایم گفته ام که قلندری خود را به سلطنت فرضی ترجیح می دهم.»

دولت آبادی همچنین گفته است: «این دوستان اگر این قدر تحمل ندارند که یک متنی را بخوانند و بعد در موردش قضاوت کنند ، من فقط یک نکته به آن ها می گویم. دوستان عزیز 4 میلیون نفر از ایران رفته اند. این اکسدوس ایران بوده . در حمله اعراب نسبت به جمعیت این قدر آدم به هند نرفت . اما سوال من از شما این است که در میان این 4 میلیون فقط 40 نفر می توانید پیدا کنید که یک صدا داشته باشند؟ وقتی شما فاقد چنین چیزی هستید ، وقتی شما هیچ محورنظری ، عملی ، اجتماعی و فرهنگی واحد ندارید ، دیگر به ما چکار دارید؟ ما در بستر خودمان حرکت می کنیم و با تشخیص خودمان عمل می کنیم . متاسفانه ما دچار انوع و اقسام جزمیت ها در داخل و خارج هستیم و افراد حرف هایی به شخص می زنند که خودشان هم می دانند بهتان است ولی به هر حال همگی از خط اعتدال خارج شده اند و این مایه تاسف است.»


نظرات

Ali : ‫مگر فیلمهای مصاحبه های سروش ودیگران درباره به اصطلاح انقلاب فرهنگی وجود ندارند. ‫در این مصاحبه ها سروش علنا از اعمالش دفاع میکنه.
محبوبه میم : نکند آقای سروش با جمله ی " پس از سی سال از غار بیرون آمده " می خواهند ضعف حافظه شان را یادآوری کنند که دولت آبادی سی سال هرگز بیکار نبود اگرچه در کار نبود . چون یک عده قدرت داشتند و عده ای دیگر در اطرافشان جنجال می کردند و دولت آبادی اهل هیچکدام نبود . چرا آقای سروش فراموش کرده اند فعالیت های اجتماعی نویسندگان را و بهتی را که پس از قتل های زنجیره ای دامن نویسندگان را گرفته بود وکسی نبود از اهالی صدا که همدردی شان دهد . کاش سروش مهربان کمی مهربانانه تر و منصف تر نگاه می کرد .
مهران بقايي : از نويسنده اي چون دولت آبادي بزرگ جز اين انتظار نمي رفت /
ا : با این که برای آقای سروش احترام قائلم اما از این گونه برخورد ایشان با آقای دولت آبادی متاسف شدم . لحن ایشان در شان نویسنده « حدیث دلبردگی و بندگی » نبود. دبیر ادبیات
ا : با این که برای آقای سروش احترام قائلم اما از این گونه برخورد ایشان با آقای دولت آبادی متاسف شدم . لحن ایشان در شان نویسنده « حدیث دلبردگی و بندگی » نبود. دبیر ادبیات
پوپک : دست شما درد نکند با این سانسور بی‌رحمانه‌ی پیغام من! شما دیگر چرا سانسورچی شده‌اید؟! چرا؟ کجای پیغام من توهین‌آمیز بود که چهار خطش را حذف کردید؟! اسم اصلی ِ آقای سروش؟! اشاره به ضعف تاریخی ما ایرانی‌ها؟! متأسفم و خواهش می‌کنم آن نیم خط ِ ناقص پیغامم را هم حذف کنید سرو: متاسفیم فکر می کنیم رویه ما باید با کیهان تفاوتی داشته باشد حتما آن بخش را هم که فرموردید حذف می کنیم.
فرید : صد رحمت و درود بر کیهانیان حداقل آنجا طرف مقابل صادقانه سرکوبت می کند نه در پس پرده تزویر و ریا و به نام فرهنگ و هنر
: بد زمانه ای شده هیچ کس برای خدا و مردم کاری نمی کند. در این روزگار فتنه به قول حضرت علی (ع) سکوت ونظاره گری و حیرت بهترین کار است. دنیا دوستان بسیار شده اند و متاسفانه همه به نام خدا.
عبدالرسول مرتضوی : اینکه استاد دولت آبادی در این میانه سروش را مورد عتاب قرار میدهند و او را علمدار این شناعت قلمداد میکنند، برای آن است که سروش به عنوان یک نویسنده به نویسندگان دیگر جفا کرده است. دیکران در شورای انقلاب فرهنگی چهره هایی غالبا سیاسی بوده اند و به مانند سروش جوش فرهنگ را نمی زده اند. ...........و در این زمان، قرار گرفتن او در مقابل فرهیخته ای همچون دولت آبادی که نیک میداند هرکسی از کدام غار با سر روی شسته و بزک کرده به جامعه متمدن پا گذاشته است، شناعتی بزرکتر به شمار میرود.
محمد : سلام من حق را به دکتر سروش می دهم . سروش مولوی زمانه است . حقیقتش دولت آبادی را نمی شناسم . ولی واقعا چرا توی سخنرانیش {....}؟ واقعا نمی دانم از دکتر سروش چرا ناراحت بوده که آنچنان سخنانی به زبان آورده ؟ بخاطرحسادت بوده؟ یا از اسلام کینه داشته ؟ یا نمی دانم چه گناهی داشته که اینچنین بر یک ببنده ی خوب خدا تاخته است . امیدوارم خداوند از گناه همگان درگذرد .
ناصرالدین مظهری : سلام برای همه وقتی این دو بزرگ با یکدیگر به هرگونه زبانی صحبت میکنند، میکنند. برای مایان جزعبرت گرفتن ازطرز واسلوب شان( یا خوب یا خراب) بدزبانی وجهت گیری عجولانه نمی زیبد. گویند که زور فیل را فیل است که برمیدارد. به ماها جزسکوت ویا هم دیکته شان بطور خیلی مؤدبانه لازم است با احترام ناصرالدین مظهری دانشجوی ماستری در قونیه، ترکیه

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»