درباره ما پیوندها آرشیو ادبیات فرهنگ و جامعه تجسمی موسیقی نمایش سینما کتاب دین اندیشه
 

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


6 اردیبهشت 88

دعوت ناصر تکمیل‌همایون از مردم برای حمایت از میرحسین موسوی
رای ندادن، شیوه‌ای ارتجاعی است

A0212177-takmil.jpg

اختصاصی سرو: زمانی که سیدمحمد خاتمی برای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد، اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران و نخبگان جامعه پشت او ایستادند. یکی از این چهره‌ها نیز دکتر ناصر تکمیل‌همایون، جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ ایران بود که دل در گروی پیروزی خاتمی و جنبش اصلاحات داشت. اما چرخش روزگار باعث شد که خاتمی کناره‌گیری کند، امری که رنجش برخی روشنفکران و اصلاح‌طلبان را در پی داشت. حال بیش از یک ماه از آن زمان می‌گذرد، خاتمی از میرحسین موسوی حمایت می‌کند و روشنفکران نیز نقطه امیدشان موسوی است. در چنین شرایطی باز تکمیل‌همایون معتقد است که خاتمی باید محکم‌تر از موسوی دفاع کند و می‌گوید: «آقای خاتمی باید با تمام قدرت وارد معرکه انتخابات به نفع آقای موسوی شوند... تا مردم کناره‌گیری آقای خاتمی را فراموش کنند و واقعا در چهره مبارک آقای مهندس موسوی، آقای خاتمی را هم ببینند». گفت‌وگوی سرو با دکتر ناصر تکمیل‌همایون را بخوانید.

***

جناب تکمیل‌همایون، دیگر زمان چندانی به دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری نمانده‌است. شما این انتخابات را چگونه می‌بینید؟
زمانی که مسئله انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح شد، تقریبا اکثر فرهیختگان و تحصیل‌کردگان کشور و آنان که راه و روش سیاسی دارند و خود انتخاب‌کننده مقاصد سیاسی خود هستند، کاندیدای عقلی و قلبی خود را سیدمحمد خاتمی می‌دانستند و آماده شده‌بودند تا در روز موعود به او رای دهند. اما تصمیم‌گیری جدید آقای خاتمی، به هر دلیل، آمادگی مردم را بر هم زد. آقای خاتمی، به عقیده من، بی‌هیچ تلاش و کوشش، 25 درصد آرا جامعه را داشت و با اندک فعالیت علاقه‌مندان و اصلاح‌گران در همان دور اول به پیروزی می‌رسید و بی‌تردید امید جدیدی را در جامعه پدید می‌آورد، چون او پدیده تاریخی عصر انقلاب اسلامی‌ست.

حالا ایشان به نفع آقای موسوی کنار رفته‌است. شما درباره آقای موسوی چه دیدگاهی دارید؟
آقای موسوی شخصی مودب و مهذب است و عیب و نقص دیگر سیاست‌پیشگان و سیاست‌گران را ندارد، اما خاتمی نیست.

آیا شما با کاندیداتوری ایشان در پی انصراف آقای خاتمی مسئله دارید؟
آمدن آقای موسوی در انتخابات مسیر درستی نداشت. ایشان گاه تمایل نشان می‌دادند، گاه می‌گفتند که تصمیم‌گیری نکرده‌اند و گاه... اما زمانی که آقای خاتمی کاندیداتوری خود را اعلام کرد و جامعه بسیج شد، آقای موسوی نامزدی خود را اعلام کرد. مردم این حرکت را درنیافتند. آیا برای برون بردن آقای خاتمی از صحنه بود؟ آیا فشارهایی بر آقای خاتمی وارد شد تا صحنه را ترک کند؟ آیا خودش تمایل به ریاست‌جمهوری را از دست داده‌بود و به قول حافظ «بر در میکده» در کسوت «رندان قلندر» «افسر جمهوریت» را نمی‌پذیرفت؟ این‌ها برای عموم مسئله است وگرنه، شخص آقای موسوی بی‌تردید شخص موجهی است.

اما آقای خاتمی گفته‌بودند، «یا من می‌آیم یا موسوی». به نظرم آقای خاتمی چاره دیگری نداشت.بله، آقای خاتمی گفته‌بود یا من یا میرحسین موسوی، اما این بیان متعلق به قبل از اعلام نامزدی آقای خاتمی بود.

شاید این را باید به پای عدم هماهنگی آنان گذاشت، یا اینکه آن‌قدر فشار بر آقای خاتمی بود که مجبور شد زودتر از آنکه آقای موسوی به تصمیم برسد، اعلام کاندیداتوری کند.
به این نکته توجه کنید که همه مردم سیاست را خردمندانه تحلیل نمی‌کنند. در قضاوت‌های آنان همواره احساسات و عواطف دخالت دارد. اگر آقای موسوی پیش از آقای خاتمی اعلام کاندیداتوری می‌کرد، هیچ مشکلی وجود نداشت، اما حالا مردم ایران، خاتمی «کنار رفته» یا «کنار گذاشته‌شده» را در رویاروی خود دارند و چون عقلا و قلبا و اخلاقا او را دوست دارند، نمی‌توانند دل «یک دله» کنند «تا مگر پیش نهد لطف شما گامی چند»! مگر آنکه آقای خاتمی دوباره کنار آقای موسوی وارد میدان شود و از عواقب آن نهراسد.

حال کاندیدای اکثریت اصلاح‌طلبان آقای موسوی است. آقای خاتمی هم از ایشان حمایت می‌کند. دیدگاه‌های شما درباره آقای موسوی و اندیشه‌هایشان چیست؟
خوشبختانه آقای موسوی در وضعی نیست که به دفاع نیاز داشته‌باشد و به عقیده من مردم باید در این انتخابات تصمیم بگیرند، آیا در زمره تحریم‌کنندگان هستند یا خیر؟ و به راستی دریابند، تحریم‌های گذشته و شرکت نکردن‌ها تغییر مثبتی در جامعه پدید آورده‌است، یا اینکه قدرت مطلق‌طلبان خودکامه را بیشتر کرده‌است؟
در این صورت وظیفه هر شهروند و مبارز اصیل این است که در انتخابات مشارکت کند و بداند که مشروع‌ترین شیوه مبارزه، همین است، ولو با پاره‌ای از مواد قانون اساسی موافق نباشند. روان‌شاد دکتر مصدق هم با تغییر موادی از قانون اساسی که سلطنت رضا شاه را پدید آورد، مخالف بود و هم با تغییرات مجلس موسسان در دوره محمدرضا شاه مخالفت کرد، اما در مجلس ملی چهاردهم و شانزدهم حضور یافت و با بودن همان قانون‌های «غیر دموکراتیک»، بزرگ‌ترین حماسه قرن بیستم در ایران را با کمک همکاران خود رقم زد و صنعت را در سراسر کشور ملی کرد و دست تجاوزگران خارجی را از منابع خدادادی ایران کوتاه ساخت.
قهر کردن و رای ندادن، شیوه‌ای نادرست و حتی ارتجاعی یا به سود ارتجاع است و باید بخش عظیم مردم را که «خاموش» هستند، به انتخابات فراخواند و درصد شرکت‌کنندگان را بالا برد. بی‌تردید فزونی عدد رای‌دهندگان، کاستی آرا ارتجاعیون و مخالفان را پدید خواهد خواهد آورد.
دموکراتیک‌ترین راه برای اصلاح کشور، استقلال میهن، ترویج روحیه آزادی‌خواهی، دفاع از عدالت و شرکت مستقیم در امور مملکت از طریق قانونی است. حتی اصلاح قانون و پاک ساختن قوانین ناباب از طریق فعالیت‌های مستقیم قانونی میسر می‌شود و انتخابات، یعنی بنا کردن سنگر قانون‌گرایی.

برسیم به کاندیدای شما. در این دوره به چه کسی رای می‌دهید؟
به این مسئله من فکر کرده‌ام. هیچ یک از کاندیداها، برخاسته از فکر من، آرمان من و خط مشی سیاسی من نیستند، اما امور جهان نسبی است؛ باید در میان کاندیداها فردی مترقی، و اصلح را پیدا کرد و به او رای داد.

و این فرد اصلح کیست؟
آقای میرحسین موسوی است، اما اگر آقای کروبی و دیگر اصلاح‌طلبان کاندیدا شوند و جناح مخالف فقط یک کاندیدا معرفی کند، وضع خیلی سخت خواهد بود.

شما چه راه حلی برای برطرف شدن این مسئله پیشنهاد می‌دهید؟
راه درست این است که آقای خاتمی با تمام قدرت وارد معرکه انتخابات به نفع آقای موسوی شوند و به قدری از آقای موسوی دفاع کنند و موقعیت ممتاز ایشان را بشناسانند و دلایل مبرهن خود را در انتخابات ایشان بیان نمایند تا مردم «حادثه» گذشته، یعنی کناره‌گیری آقای خاتمی را فراموش کنند و واقعا در چهره مبارک آقای مهندس موسوی، آقای خاتمی را هم ببینند و هر دو آنها را از کوشندگان اصلاحات به شمار آورند.

اگر انتخابات به دور دوم بکشد اوضاع چگونه می‌شود؟
اگر انتخابات به دور دوم بکشد، کار آسان‌تر است. حتما مردم، به ویژه «گروه خاموش» جامعه وارد کار می‌شوند و پیروزی از آن اصلاح‌طلبان خواهد بود، به عون الله تعالی. العبد یدبر و الله یقدر.

در پایان اگر سخنی دارید، بفرمایید.
من عرضی ندارم. امیدوارم رئیس‌جمهور آینده ایران فردی باشد برخوردار از علم و آگاهی و اعتقادات ملی و فرهنگی و موقعیت ایران را نه تنها در جامعه بزرگ اسلامی، بلکه در جهان بشری ممتاز و شکوهمند کند. در زمینه‌های سیاسی و حکومتی درست تصمیم بگیرد. در گیرودار اقتصادی دنیای امروز حقوق ملی ایرانیان را زنده نگاه دارد. با کانون‌های قدرت‌طلب و زورگوی جهان دمساز نباشد و با کشورهای مظلوم جهان هماهنگی نشان دهد. چنین رئیس‌جمهوری با گزینش همکاران زبده، کارشناس، تیزبین و خوش‌نیت، حتما توفیق بیشتری نصیبش خواهد شد و ابزار سعادت‌ هموطنان خود را فراهم خواهد آورد. ما هم در این راه کوشش می‌کنیم.


 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»